داستان عشق...........!!! هر چی میخوام برات بگم قصه دل واپسیه..... هر چی نثارت بکنم یه آسمون بی کسیه..... قصه تو.. قصه من.. قصه عاشق بودنه..... حرفهای ما هر کلمش از عاشقی سرودنه..... نمیدونم یادت میاد روزایی که غصه نبود؟..... حیف که همیشه ای روزا..... خاطره میشه خیلی زود..... یادش بخیر زمانیکه شعرای من مال تو بود!..... دست من از تو می نوشت.قلب من از تو می سرود..... اما دیگه فاصله ها چیزی برامون جا نذاشت..... انگار نمیشه دور بود و پیش کسی دل جا گذاشت..... شاید اینم یه قصه بود..... که قهرماناش ما بودیم..... ما که بغیر از دل خوش..... دنباله چیزی نبودیم..... حالا دیگه تو فال ما نشونه عاشقی نیست..... دیگه نمیشه گفت که عشق چیزی همیشه موندنیست

چقدر سخته وقتی پشتش بهته دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه دوستش داری.

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغچه دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی

گل من٬گل من٬باغچه نو مبارک.

 

 

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی

 

تعداد بازدیدکنندگان : 20696


عناوین آخرین یادداشت ها

 

Id weblog ro add konid

و عضویت درون سایت

روی عکس بالا کلیک کنید 

 


شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 14 تیر ماه سال 1387


چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386
عیدتون مبارک

سلام دوستان گل ....

ممنون که باز دفتر عشق غربت نشین رو ورق میزنید.

 

عید همگیتون مبارک ،امیدوارم به همه ی آرزوهای قشنگتون برسید...

 

دوستان عزیز یه خبر براتون دارم بعد از یک سال من هم دارم بر میگردم ایران و الان که این

نامه آخر تو سال ۱۳۸۶ رو مینویسم فردا پرواز دارم به ایران نمیدونید چه حسی دارم

اصلا نمیدونم خوشحال هستم یا هنوز شکه هستم به هر حال البته به سفره عید نمیرسم

و اگه این اواخر دیر به دیر آپدیت میکردم به خاطر این بود که امتحان داشتم پشت سر هم و دائم

مشغول درس بودم برام دعا کنید همه رو پاس کنم...

سلام گلم ...سلام نازنینم...

Image hosting by TinyPicبازم طبق عادت همیشه میخوام شروع کنم برای تو نامه نوشتن که شایدImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicیه روزی نامم رو بخونی و بفهمی که هنوز چقدر دوست دارم...Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicببخشید باز ناخاسته حرفای تکراری برات نوشتم ...Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicآخه عزیزم من که مثل تو نیستم از گفتن دوست دارم نه خجالت میکشمImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicنه خسته میشم... نازنینم راست میگی منو باش شاید اصلا تو منو دوست نداری Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicکه هیچ وقت بهم نگفتی.. خیلی خوشخیالم مگه نه....؟Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicعزیزم یادم رفت بگم راستی عیدت مبارک گلم،میدونم که میدونی فردا میخوام برمImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicمیدونم که نمیدونی از همین الان چقدر دلم برات تنگ شده ...Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicمیدونم که فکرش رو نمیتونی کنی الان که این رو دارم مینویسم باز هوای ابریImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicچشمام بارونییه...میدونم که میدونی که با تو همه چیز رو دوست دارم حتی غربتImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicکه یه عمر ازش گله دارم و تو دفترم ازش شکایت کردم و آبروش رو بردموImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic هیچ وقت دوستش نداشتمImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic ولی باورت میشه دیگه به غربت عادت کردم از وقتی غربت رو تویImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic چشمای ناز تو هم که دیدم دیگه عاشقش شدمImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic آخه بی معرفتی دیگه از غربت هم بد گفتImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic آخه غربت بود که تو رو زندگی رو به من داد...Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicامروز یه نوشته برات نوشتم فکر نکنی با رفتن همه چیز تموم میشهImage hosting by TinyPic

این نامه آخر هم لطفا بخون....

 

جای تو در قلبم

هر جا که باشم ، همینم ! یک عاشق!

هر جا که باشم ، دور از تو یا در کنار تو ، همینم !

 یک مجنون !

فرقی ندارد کجا باشم ، چه کسی باشم

 یا در چه حالی باشم ، من همینم ، یک دلداده !

 نه برای کسی هستم ، نه برای خودم

، من تنها برای تو هستم !

برای تو هستم و برای تو خواهم ماند !

مهم نیست که یک دیوانه ام

، مهم نیست  که لحظه به لحظه دلتنگم ، مهم این است

 که دوستت دارم!


هر جا که باشم به یادت هستم

 ، یاد تو تکرار لحظه های زیبای عاشقیست !

 لحظه های من پر از عشق است ،

 تکرار آن پر از جنون و دیوانگیست !

 فرقی ندارد تو مرا بخواهی یا نخواهی

 ، فرقی ندارد تو مرا دوست داشته باشی

 یا نداشته باشی ،

مهم این است که من تنها تو را میخواهم !

هر جا که بروی به دنبالت می آیم

، به من بگویی نیا ، باز می آیم! می آیم تا به تو

برسم !   هر جا که باشم ، همینم ، یک عاشق !

عاشقی که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست

و تنها تو برای او با ارزشی!

زندگی را با تمام زیباییهایش بدون تو نمیخواهم!

زندگی را با تمام سختی هایش تنها با تو میخواهم!

هر جا که باشی ، من هستم ،

 دنبال من نگرد ، من در قلبت هستم !

آری آن لحظه که درهای قلبت را به روی من بستی

 من در کنج قلبت خانه کرده ام !

حالا اگر میخواهی این خانه را ویران کن

، من حتی در ویرانه قلبت نیز زندگی

خواهم کرد !

نه دیگر من از قلبت بیرون نمیرم !

هر جا که باشم ، جای من در قلبت است عزیزم !

Image and video hosting by TinyPic

 

آره عزیزم من گفتم حرفام رو ولی میدونم همه ی این حرفا برات تکراری شده

و باز از شنیدنش خسته شدی ولی مطمئن باش این حرفا آخرین هاست مثل نگاهام

که خستت کرده بو د و دیگه یواشکی نگاهت میکردم

من برای رسیدم به تو گلم هم کاری

کردم دیگه ولی نمیخوام ادامه بدم چون دارم میبینم که داری اذیت میشی

آخه گلم من که نمیخواستم عذابت بدم میدونم که باز اینم میدونی

که همش از رو عشق بود به قول تو عشق زیادی، که انصافا هم از روی زیادی

بودنش همه خوب با بی انصافی بهش خندیدن حتی تو گلم ولی من که گله ندارم من

که عاشق خنده هات هستم بس برام فرقی نداره...

گلم اگه میگم میخوام برم نه این که خسته شده باشم نه به خاطر این که

تو خسته بودی...

من میرم منتظر میمونم دیگه نوبت تو هست که نشون بدی دوستم داری

یا همش واسه من یه رویای قشنگ بودی که از شیرینیش دلت زده شده

 

حالا نوبت تواست!

 

من که ماندم و با صداقت عشق را به تو ابراز کردم

ماندم و در آتش دلتنگی و فاصله سوختم !

من که ماندم و بهانه ای برای رفتن نیاوردم ،

یکرنگ با تو ماندم و یکدل نیز خواهم ماند!

با غم عشقت ساختم ،

 در برابر سرنوشت ایستادم

 و در مقابل همگان تنها نام تو را 

فریاد زدم !

 حالا نوبت تو است !

 تو خودت را نشان بده و بگو که عاشقی !

چرا سکوت کرده ای؟ چرا حرفی نمیزنی ؟ درد دلت را بگو؟

 حالا نوبت تو است که عشقت را به من و همگان نشان دهی !

بگو که چقدر مرا دوست داری ، بگو مرا برای چه میخواهی ؟

من تو را درک کردم ، بهانه های تو را تحمل کردم ،

 حالا نوبت تو است که مرا درک کنی و

 بفهمی که در قلب من چه میگذرد!

چگونه بگویم که تنها تو را میخواهم

، چگونه عشقم را به تو ثابت کنم؟

حالا نوبت تو است من که تنها در راه عشق جانم را فدایت نکرده ام !

نه دیگر این فکر را از سرت بیرون کن ! جان من در راه عشق فدا شده !

این تنی که میبینی روح من است ، تن من در راه عشق از روحم جدا شده!

من که ماندم و ساختم با تو و در غم عشقت سوختم ،

حالا نوبت تو است که بسوزی و

 بفهمی که آتش عشق چقدر دردناک است !

حالا نوبت تو است که در مقابل سرنوشت بایستی

 و ثابت کنی که تنها مرا میخواهی!

حالا نوبت تو است که نام را فریاد بزنی

 و بگویی که تنها به عشق من زنده ای !

حالا نوبت من است که سکوت کنم

 و تو پاسخ سکوتم را به قلبم بدهی !

من که هر چه گفتی ، گفتم به روی چشمهایم ،

 هر چه اشکم را در آوردی گفتم فدای

آن بی وفاییهایت ، هر چه مرا سرزنش کردی ،

 گفتم مرا ببخش عزیزم !

حالا نوبت تو است ، که به من محبت کنی و عشق بورزی !

حالا نوبت تو است که معنای عاشق بودن

 و عاشق ماندن را به من بیاموزی!

من که ماندم و ساختم با تو و در غم عشقت سوختم

 حالا نوبت تو است که بسوزی و بفهمی که

 آتش عشق چقدر دردناک است !

گلم همه ی نوشته هام یه شوخی بود

یه شوخی تلخ....

همش رو فراموش کن همانگونه که من رو فراموش

کردی همونطور که میدونم برات مٌردم فقط یه حرف

آخر، اونم که مواظب خودت باش ...

هر کسی لیاقت نداره خنده هات رو ببینه..

واسه همیشه خدا حافظ ...

دوست دارم مهربون


یکشنبه 12 اسفند ماه سال 1386
برای پرواز دیر نیست

برای پرواز دیر نیست

سلام بهونه ی قشنگم ... سلام بیوفا........

عزیزم این آهنگ رو یادت مییاد....

همون آهنگی که تو ی مخفیگاهمون لب ساحل تو تایتانیکمون وقتی هم رو در

آغوش گرفته بودیم گوش میدادیم ....

یادته اون روز که این آهنگ رو گوش میدادیم فقط برامون قشنگ بود  فقط برامون یه آهنگ

بود همین،اون روز هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روزی میشه که این آهنگ رو 

با تک تک سلولای وجودم حسش کنم ،نمیدونستم این آهنگ یه روز

برامون بشه یه خاطره اونم یه خاطره تلخ....

یادته اون روزا که با هم بودیم چقدر شاد بودیم اون روزا بزرگترین

غم ها و غربت ها هم نمیتونست از خندهامون کم کنه...

حالا تو رفتیو من موندم یه دل شکسته

من موندم و غم و بزرگترین غربتا که وقتی لب ساحل منتظرت میشینم

و غروب خورشید رو تماشا میکنم منو دریا با هم دلامون میگره دریا به خاطر این که عاشق

خورشید و با غروبش تا فردا باید صبر کنه و من هم برای اینکه یک روز دیگه منتظر آمدن تو

بودم ولی نازنینم  باز نیومدی و یادت رفته که من منتظر م، اون وقته  که دیگه تو نیستی

که اشکام رو پاک کنی.. اونجا هست که همه ی تنهاییها میان سراغم،عزیزم

چرا نمی آیی چرا دیگر بر من طلوع نمیکن من باید تا کدوم فردا منتظر

بمونم...

تو که میدونی تنها بودن تو غروب دریا چه غمی داره...

منو باش دارم از چی برای کی حرف میزنم تو مگه چیزی هم از منو اون روزا

یادت مونده...

عزیزم من تک تک لحظه های با تو بودن رو در قلبم حبسشون کردم....

دلم برات تنگ شده...

هنوزم عاشقتم بی معرفت... 

قاب عکست و زدم جای ساعت دیواری